تور لحظه آخری
امروز : پنجشنبه ، ۶ تیر ۱۳۹۸    احادیث و روایات:  امام رضا (ع):مردم به انجام روزه امر شده اند تا درد گرسنگى و تشنگى را بفهمند و به واسطه آن فقر و بيچا...
سرگرمی سبک زندگی سینما و تلویزیون فرهنگ و هنر پزشکی و سلامت اجتماع و خانواده تصویری دین و اندیشه ورزش اقتصادی سیاسی حوادث علم و فناوری سایتهای دانلود گوناگون

تبلیغات
loading...


طراحی سایت

shoma

تبلیغات متنی

طراحی سایت در تهران

سرور مجازی

بررسی سئو

هاست

ثبت شرکت

لیزر موهای زائد

گیت فروشگاهی




محبوبترینها


آمار وبسایت

 تعداد کل بازدیدها : 1681480836



اوقات شرعی 

ذکر روزهای هفته


هواشناسی

نرخ طلا سکه و  ارز

قیمت خودرو

فال حافظ

تعبیر خواب

فال انبیاء

متن قرآن



اضافه به علاقمنديها ارسال اين مطلب به دوستان آرشيو تمام مطالب
 refresh

نقدي بر نظام آموزش عالي كشور؛مدرك دكترا،ساعت رولكس و تخم مرغي كه به شام نمي رسدرضا شعبانعلي، 1 تير 92


واضح آرشیو وب فارسی:الف: نقدي بر نظام آموزش عالي كشور؛مدرك دكترا،ساعت رولكس و تخم مرغي كه به شام نمي رسدرضا شعبانعلي، 1 تير 92
از سال ۸۰ كه مدرك ليسانسم را با معدلي بالا، از دانشگاه صنعتي شريف گرفتم تا سال ۱۳۸۴ بايد دائماً جواب دوستانم را ميدادم كه چرا فوق ليسانس نميگيري. دو باري هم كنكور شركت كردم و با رتبه خوب در دانشگاه خودم قبول شدم اما نرفتم. سال ۸۶ كه كارشناسي ارشد مديريت را از دانشگاه شريف گرفتم (با رتبه و معدل بالا) باز تا امروز، دوستان زيادي مي پرسند كه چرا دكترا نميگيري…
پراكنده در جاهاي مختلف جواب داده ام. اما گفتم يك پاسخ تفصيلي اينجا بنويسم…

مقدمه اول:
يك واقعيت وجود دارد. نبايد نظام آموزشي، به مسير رشد و پرورش ما جهت بدهد، اين ما هستيم كه مسير رشد خود را انتخاب و ترسيم ميكنيم. شايد سالها بعد، علاوه بر دكترا و پست دكترا، پست پست دكترا، پست پست پست دكترا و … هم در دانشگاه ها شكل گرفت. يعني ما ديگر بايد زندگي خود را تعطيل كنيم و تا دم مرگ به در دانشگاهها دخيل ببنديم؟
هر درجه تحصيلي معنا و مفهوم و كاركردي دارد.

اجازه بدهيد كه اول در مورد كارشناسي بگوييم.
خود كارشناسي يكي از ترجمه هاي غلط و طنز آميز است. كارشناس كسي است كه سالها تخصص و تجربه دارد. ما هر كسي كه چهار سال در دانشگاه ميچرخد و غذاي ارزان ميخورد و روي صندلي هاي سفت دانشگاه، مينشيند و اس ام اس بازي ميكند و با تقلب در پايان ترم نمره اي مي آورد، كارشناس ميناميم!
ليسانس واژه متفاوتي است. ليسانس يعني مجوز٫ چيزي مثل جواز كسب!

من وقتي ليسانس مهندسي مكانيك گرفتم، يعني ميتوانم و مجازم با اين دانش، امرار معاش كرده و حق دارم در مورد آن حوزه، تا حد دانشم اظهار نظر كنم. من بايد چند سال در آن حوزه كار كنم تا به يك «كارشناس» به معناي واقعي كلمه تبديل شوم.
به همين دليل، در عمده كشورهاي دنيا، مردم رشته ليسانس خود را با نگرشي به بازار كار و نيازهاي روز جامعه، انتخاب مي كنند. فوق ليسانس يا كارشناسي ارشد، براي كساني است كه ميخواهند در يك حوزه خاص عميقتر شوند. عموماً وقتي معني پيدا ميكند كه كسي ليسانس خوانده و مدتي در آن حوزه كار كرده و سپس تصميم ميگيرد به دانش خودش در آن حوزه عمق دهد.

مثلاً من مكانيك خوانده ام، سالها در صنعت كار ميكنم، ميبينم حوزه كنترل و اتوماسيون حوزه جذابي است كه دانش من در آن محدود است. به دانشگاه برميگردم تا دانش خودم را در آن حوزه خاص ارتقاء دهم. طبيعي است كسي ميتواند اين مقطع را به پايان ببرد كه معلومات خود را در حوزه اي با رعايت روش شناسي علمي، به نتايجي كاربردي تبديل كرده و گزارشي از اين فعاليت (تحت عنوان تز يا مقاله) ارائه نمايد.
دكترا براي كساني است كه رسالت خود را توليد علم و پيشبرد مرز دانش جهان در يك حوزه تخصصي مي دانند.

مقدمه دوم:
اما در ايران تعريف متفاوتي در ذهن مردم است. همه فكر ميكنند تا جايي كه وقت و استعداد دارند بايد اين مقاطع را درست يكي پس از ديگري ادامه دهند!
كاركرد اصلي هم، نه دغدغه توسعه دانش و مهارت فردي است و نه پيشرفت علم. عمدتاً يك عنوان است.
اين را از اينجا ميفهمم كه ميبينم برخي دوستانم در دوره دكترا، درد دل ميكنند كه بايد هر هفته يك مقاله بخوانند! اين خود نشان ميدهد كه مقاله خواندن، يك «درد» است نه «غذايي براي يك روح گرسنه علم».

اما حالا دلايل من:
- ما در شرايط امروز كشور، در عمده رشته ها – نميگويم همه. ميگويم عمده – مصرف كننده دانش توليدي جهان هستيم يا اگر هم نيستيم بي دليل دست به توليد دانش زده ايم (فقط براي حفظ پرستيژ كشور و رتبه هاي علمي). ما هنوز يك مصرف كننده صحيح هم نيستيم. به همين دليل مدرك كارشناسي هم، زيادتر از نيازمان است.
شايد به همين دليل مسئولان امر، ده ها واحد درس عمومي را به مجموعه دروس دانشگاهي افزوده اند تا اين چهار سال به هر حال به شكلي پر شود!

من كارخانه هاي بنز و بي ام و و برخي از برترين صنايع دنيا را از نزديك ميشناسم و بارها بازديد كرده ام. مركز طراحي آنها پر از كساني است كه ليسانس (يا به قول آنها ديپلم مهندسي) دارند و يكي دو نفر دكتر هم براي پرستيژ به مديريت برخي واحدها منصوب شده اند. من نميفهمم اگر توليد بنز با ليسانس ممكن است چرا داشتن انبوهي فوق ليسانس و دكترا، به مونتاژ پژو منجر شده است!

- در بسياري از حوزه ها ما هنوز Generalist هم نداريم پس چرا بايد به دنبال Specialist برويم.
در رشته خودم عرض ميكنم. وقتي هنوز در بسياري از رشته هاي دانشگاهي ما، هنوز «ارتباطات و مذاكره» را به عنوان يك درس ارائه ميدهند و اين دو حوزه كاملاً تخصصي از هم تفكيك نشده اند، بيشتر شبيه شوخي خواهد بود كه من بروم دكترا بگيرم و مثلاً به طور خاص در خصوص «تفاوتهاي الگوهاي مذاكره درونسازماني بين زنان و مردان با سن ۳۰ تا ۴۰ سال در مشاغل خصوصي و بنگاه هاي كوچك و متوسط در كلانشهر هاي ايران» تز بنويسم!
شايد بعد از نوشتن اين تز، به من به جاي «مهندس شعبانعلي» بگويند «دكتر شعبانعلي». اما من هر بار كه دكتر صدايم كنند فكر ميكنم دارند مسخره ام ميكنند! شايد آنها نفهمند چه ميگويند اما من كه ميدانم معني دكتر چيست…

- شايد يكي از كاركردهاي مدرك دكترا، تدريس در دانشگاه ها باشد. اما واقعيت اين است كه هدف من بزرگتر از تدريس دانشگاهي است. من در حال آموزش به مديران اقتصادي كشور هستم و فكر ميكنم آموزش امروز آنان، فوريت بيشتري دارد تا آموزش جوانان فردا. اگر فردا اقتصاد كشورم، مثل امروز باشد، جوانان كشور شغلي نخواهند داشت تا بتوانند از آموخته هاي دانشگاهي خود استفاده كنند…

- تجربه امروز ايران و جهان نشان داده كه بزرگترين تغييرات اقتصادي و مديريتي و صنعتي جهان را نه دانشگاهيان نظريه پرداز، بلكه صنعتگران عملگرا ايجاد كرده اند. انتخاب با ماست كه در زمره كدام گروه باشيم اما من گروه دوم را ترجيح ميدهم.

- مبحث هزينه فرصت نيز بحث مهمي است كه هميشه به آن اشاره كرده ام. وقتي من ميتوانم به جاي ۵۰۰۰ ساعت وقت گذاشتن و اخذ مدرك دكترا (با هدف اينكه عنواني به القابم اضافه شود) ۲ يا ۳ كتاب ارزشمند تأليف كنم كه براي ده ها هزار نفر از هم وطنانم مفيد فايده واقع شود، خيانت به جامعه است كه عنوان و لقب خودم را به نياز مردم جامعه ام ترجيح دهم.

خلاصه اينكه به نظر من، نياز امروز جامعه من مدرك نيست. بلكه ما نيازمند دانشمنداني عملگرا و مطالعه محور هستيم كه علم روز دنيا را بياموزند و آن را همچون لباسي بر قامت فرهنگ و جامعه ما بدوزند و ما را از اين عرياني كه گرفتار آنيم نجات دهند. ادامه تحصيل در دانشگاه، يكي از روشهاي علم آموزي و دانش اندوزي است كه ۱۵ سال فعاليت دانشگاهي و صنعتي در ايران و جهان، به من به تجربه ثابت كرده كه براي ايران امروز، اگر هم يكي از روشهاست قطعاً بهترين روش نيست.

من ضمن احترام به همه دوستان عزيزم كه در دانشگاهها در خدمتشان هستم، احساس ميكنم كار كردن با مدرك دكترا در بسياري از رشته ها در شركت هاي ايراني مانند به دست داشتن ساعت رولكس براي كسي است كه در پرداخت هزينه تخم مرغ شام خود هم دچار بحران است…
يا شبيه پرتاب كردن ماهواره به سمت آسمان، در شرايطي كه هواپيماها به سمت زمين سقوط مي كنند.
يا شبيه مطالعه بر روي فن آوري نانو، در كشوري كه خط كش ها در ابعاد سانتي متر هم درست اندازه نمي گيرند.
يا شبيه…

پنجشنبه 6 تير 1392





این صفحه را در گوگل محبوب کنید 

[ارسال شده از: الف]
[مشاهده در: www.alef.ir]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 610]

bt

اضافه شدن مطلب/حذف مطلب


برچسب های کاربران: اموزش ساعت رولکس - 






-


اجتماع و خانواده

پربازدیدترینها
طراحی وب>


صفحه اول | تمام مطالب | RSS | ارتباط با ما
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. لطفا در صورت برخورد با مطالب و صفحات خلاف قوانین در سایت آن را به ما اطلاع دهید
پایگاه خبری واضح کاری از شرکت طراحی سایت اینتن
free stats