واضح آرشیو وب فارسی:تبیان: چه کسي گناه مي کند؟ خدا يا انسان؟

از قديم، خيليها بودند که مي گفتند همه چيز به دست خداست تا آنجا که حتي آنکه گناه هم مي کند از خود اختياري ندارد و به خواست خداست که مرتکب آن مي شود. اين گروه را جبري مي گونيد از آن سو گروهي ديگر مي گفتند که خدا وقتي آدم را آفريد ديگر کاري به او ندارد و او خود هر کاري که بخواهد مي تواند بکند!کدام يک از اين حرفها درست است؟آيا خدا با قدرت و سيطره اي که دارد انسان را به کارهاي مختلف وا مي دارد؟يا آنکه اختيار انسان در دست خود اوست تا هرکاري را که بخواهد انجام دهد بي آنکه خدا نقشي در آن داشته باشد؟ امام هادى عليهالسلام در جواب نامهاى كه اهل اهواز به وى نوشتند و مسئله ابتلاى مردم به اختلاف در دين و عقيده به جبر و تفويض را مطرح نمودند و راه چاره را طلبيدند، مطالبى را به تفصيل بيان نمودند كه مرحوم ابن شعبه حرّانى در تحف العقول به تفصيل آورده است. امام هادى عليهالسلام با استناد به كلام نورانى امام صادق عليهالسلام كه فرمودهاند: «لا جَبْرَ وَلا تَفْويضَ ولكِنْ مَنْزِلَةٌ بَيْنَ الْمَنْزِلَتَيْن؛(3) نه جبر است و نه تفويض بلكه جايگاهى است بين آن دو جايگاه.» شروع به طرح جواب مىفرمايد و هر دو نظريه را باطل، و نظريه صحيح را امرى بين آن دو مىداند و نظر قرآن را شاهد بر صدق چنين مقالى مىداند و باز براى تثبيت مسئله به كلام امام صادق عليهالسلام استناد كرده و مىفرمايد: «اِنَّ الصّادِقَ سُئِلَ هَلْ اَجْبَرَ اللّهُ الْعِبادَ عَلَى الْمَعاصى؟ فَقالَ الصّادِقُ عليهالسلام هُوَ اَعْدَلُ مِنْ ذلِكَ. فَقيلَ لَهُ: فَهَلْ فَوَّضَ اِلَيْهِمْ؟ فَقالَ عليهالسلام : هُوَ اَعَزُّ وَاَقْهَرُ لَهُمْ مِنْ ذلِكَ؛(4) از امام صادق عليهالسلام سؤال شد كه آيا خداوند، بندگان را بر انجام معاصى، مجبور مىكند؟ حضرت فرمود: خداوند عادلتر از اين است كه چنين كند.(5) سپس از حضرت عليهالسلام سؤال شد كه آيا خداوند بندگان را به خود واگذاشته و كار را يكسره به آنها سپرده است؟ حضرت فرمودند: خداوند عزيزتر و مسلطتر از آن است كه چنين كند.»خداوند مىفرمايد: «پروردگارت به هيچ كس ظلم نمىكند»آنگاه مىفرمايد: از امام صادق عليهالسلام روايت شده است كه فرمود: «النّاسُ فِى القَدَرِ عَلى ثَلاثَةِ اَوْجُهٍ: رَجُلٌ يَزْعَمُ اَنَّ الاَْمْرَ مُفَوَّضٌ اِلَيْهِ فَقَدْ وَهَنَ اللّهَ فى سُلْطانِهِ فَهُوَ هالِكٌ وَرَجُلٌ يَزْعَمُ اَنَّ اللّهَ جَلَّ و عَزَّ اَجْبَرَ الْعِبادَ عَلَى الْمَعاصى وَكَلَّفَهُمْ ما لا يُطيقُون فَقَدْ ظَلَمَ اللّهَ فى حُكْمِهِ فَهُوَ هالِكٌ وَرَجُلٌ يَزْعَمُ اَنَّ اللّهَ كَلَّفَ الْعِبادَ ما يُطيقُونَ وَلَمْ يُكَلِّفْهُمْ مالا يُطيقُونَ فَاِذا أَحْسَنَ حَمَدَ اللّهَ وَاِذا أساءَ اِسْتَغْفَرَ اللّهَ؛ فَهذا مُسْلِمٌ بالِغٌ؛(6) مردم در چگونگى اعتقاد به «قدر» سه دستهاند: گروهى بر اين باورند كه كارها، همه به آنان واگذار شده است. اينان خداوند را در تسلطش سست دانستهاند؛ لذا اين گروه در هلاكتاند. و گروهى گمان دارند كه خداوند، بندگان را بر انجام گناهان، مجبور مىكند و آنان را به چيزهايى مكلف كرده است كه طاقت انجام آن را ندارند. اينها خداوند را در حكمش، ظالم دانستهاند و به خاطر همين، به هلاكت خواهند رسيد. و گروهى چنين معتقدند كه خداوند، بندگان را به قدر طاقت آنها مكلّف نموده است و به آنان بيش از طاقتشان دستور و فرمان نمىدهد. [اينها افرادى هستند [كه اگر كار نيكى انجام دهند سپاس خداوند را به جاى مىآورند و اگر كار بدى از آنان سرزند، از خداوند طلب بخشش مىكنند. اينان به اسلام حقيقى دست يافتهاند.»مامعتقديم كه خداوند با جلالت و عزيز، خلق را به نيروى خود آفريد و توانايى پرستش خود را به آنان داد و بدانچه خواست، آنان را امر و نهى كرد. پس پيروى آنان از امرش را قبول نمود و بدان راضى شد و آنان را از نافرمانى خود بازداشت پس از اين، امام عليهالسلام با توضيح بيشتر مسئله جبر و تفويض را بيان كرده، خطا بودن هر دو را تبيين مىكند. حضرت مىفرمايد: «فَاَمّا الْجَبْرُ الَّذى يَلْزَمُ مَنْ دانَ بِهِ الْخَطَأَ فَهُوَ قَوْلُ مَنْ زَعَمَ أنَّ اللّهَ جَلَّ وَعَزَّ أجْبَرَ الْعِبادَ عَلَى الْمَعاصى وعاقَبَهُمْ عَلَيْها وَمَنْ قالَ بِهذَا الْقَوْلِ فَقَدْ ظَلَمَ اللّهَ فى حُكْمِهِ وَكَذَّبَهُ وَرَدَّ عَليْهِ قَوْلَهُ «وَلا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدا»(7) وَقَوْلَهُ «ذلكَ بِما قَدَّمَتْ يَداكَ وَاَنَّ اللّهَ لَيْسَ بِظَلاّمٍ لِلْعَبيد»(8)...؛(9) اما قول به جبر كه معتقد به آن دچار خطاست، قول كسى است كه گمانش بر اين است كه خداوند، بندگان را بر انجام معصيتها مجبور كرده است و در عين حال، آنان را بر ارتكاب معاصى، عقوبت مىكند. كسى كه بر اين باور باشد، به خداوند نسبت ستمكارى در حكمش داده است وكلام خداوند در قرآن چنين چيزى را تكذيب كرده و مردود دانسته است [آنجا كه خداوند مىفرمايد]: «پروردگارت به هيچ كس ظلم نمىكند» و نيز مىفرمايد: «اين (رسوايى در دنيا و عذاب سوزان در آخرت) به خاطر آن چيزى است كه دستانت از پيش فرستاده است و خداوند هرگز به بندگان ظلم نمىكند.»از حضرت سؤال شد آيا خداوند بندگان را به خود واگذاشته و كار را يكسره به آنها سپرده است؟ حضرت فرمودند: خداوند عزيزتر و مسلطتر از آن است كه چنين كندو در مورد تفويض مىفرمايد: «وَاَمَّا التَّفْويضُ الَّذى اَبْطَلَهُ الصّادِقُ عليهالسلام وَاَخْطَأَ مَنْ دانَ بِهِ وَتَقَلَّدَهُ فَهُوَ قَوْلُ الْقائِلِ: إنَّ اللّهَ جَلَّ ذِكْرُهُ فَوَّضَ إِلَى الْعِبادِ اخْتِيارَ أَمْرِهِ وَنَهْيِهِ وَأَهْمَلَهُمْ؛(10) و اما قول به تفويض كه امام صادق عليهالسلام آن را باطل كرده است و كسى كه معتقد بدان باشد، در خطاست، قول كسى است كه مىگويد: خداوند اختيار امر و نهى خود را به بندگان سپرده است و آنان را رها كرده است.»«فَمَنْ زَعَمَ أَنَّ اللّهَ تَعالى فَوَّضَ اَمْرَهُ وَنَهْيَهُ إلى عِبادِهِ فَقَدْ أَثْبَتَ عَلَيْهِ الْعَجْزَ وَأَوْجَبَ عَلَيْهِ قَبُولَ كُلِّ ما عَملُوا مِنْ خَيْرٍ وَشَرٍّ وَأَبْطَلَ أَمْرَ اللّهِ وَنَهْيَهُ وَوَعْدَهُ وَوَعيدَهُ، لِعِلَّةِ مازَعَمَ اَنَّ اللّهَ فَوَّضَها اِلَيْهِ لاَِنَّ الْمُفَوَّضَ اِلَيْهِ يَعْمَلُ بِمَشيئَتِهِ، فَاِنْ شاءَ الْكفْرَ أَوِ الاْيمانَ كانَ غَيْرَ مَرْدُودٍ عَلَيْهِ وَلاَ مَحْظُورٍ...؛(11) پس كسى كه گمان دارد كه خداوند امر و نهيش را به بندگانش واگذاشته است، عجز و ناتوانى را بر خدا ثابت كرده است و پذيرش هر عملى را كه انجام مىدهند، چه خوب باشد و چه بد، بر خداوند واجب دانسته است. و امر و نهى و وعده و وعيد خدا را باطل شمرده است؛ زيرا گمانش بر اين است كه خداوند همه اينها را بر او واگذاشته است؛ چون كسى كه كارها بدو سپرده شده، به خواست خود كارها را انجام مىدهد. پس اگر كفر را برگزيند يا ايمان را بپذيرد، نه ايرادى بر او وارد است و نه منعى.»از امام صادق عليهالسلام سؤال شد كه آيا خداوند، بندگان را بر انجام معاصى، مجبور مىكند؟ حضرت فرمود: خداوند عادلتر از اين است كه چنين كندامام هادى عليهالسلام پس از ابطال هر دو نظريه افراطى و تفريطى، قول حق و نظر صائب را كه «امر بين الامرين» مىباشد مطرح مىنمايد: «لكِنْ نَقُولُ: إِنَّ اللّهَ جَلَّ وَعَزَّ خَلَقَ الْخَلْقَ بِقُدْرَتِهِ وَمَلَّكَهُمْ اِسْتِطاعَةَ تَعَبُّدِهِمْ بِها، فَاَمَرَهُمْ وَنَهاهُمْ بِما اَرادَ، فَقَبِلَ مِنْهُمُ اتِّباعَ أَمْرِهِ وَرَضِىَ بِذلِكَ لَهُمْ، وَنَهاهُمْ عَنْ مَعْصِيَتِهِ وَذَمّ مَنْ عَصاهُ وَعاقَبَهُ عَلَيْها؛(12) لكن مامعتقديم كه خداوند با جلالت و عزيز، خلق را به نيروى خود آفريد و توانايى پرستش خود را به آنان داد و بدانچه خواست، آنان را امر و نهى كرد. پس پيروى آنان از امرش را قبول نمود و بدان راضى شد و آنان را از نافرمانى خود بازداشت و هر كسى را كه مرتكب نافرمانى او شد، نكوهش كرد و به خاطر نافرمانى، عقوبت نمود.»تنظيم براي تبيان: گروه دين و انديشه - حسين عسگري 1. تحف العقول، صص339 ـ 338. 2. همان، ص340. 3. همان. 4. همان. 5. معنى اين كلام، اين است كه اگر قائل به جبر شويم، بايد بگوييم كه ـ العياذ باللّه ـ خداوند، ظالم است، در حاليكه خود قرآن مىفرمايد: «وَلا يَظْلِمْ رَبُّكَ اَحَدا»(كهف/49). 6. همان. 7. كهف/49. 8. حج/10. 9. همان، ص341. 10. همان، ص342. 11. همان، ص344. 12. همان.
این صفحه را در گوگل محبوب کنید
[ارسال شده از: تبیان]
[مشاهده در: www.tebyan.net]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 366]