تبلیغات
صفحه اول آرشیو مطالب هواشناسی قیمت طلا سکه و ارز قیمت خودرو تبادل لینک ارتباط با ما
مطالب سایت
سرگرمی سینما فرهنگ و هنر پزشکی اجتماعی تصویری دین و اندیشه گوناگون
صفحه اول آرشیو مطالب هواشناسی قیمت طلا سکه و ارز قیمت خودرو تبادل لینک ارتباط با ما
مطالب سایت
سرگرمی سینما فرهنگ و هنر پزشکی اجتماعی تصویری دین و اندیشه گوناگون
ورود
آمار وبسایت
کاربران آنلاین :
142
تعداد کل بازدیدها :
28002092
اوقات شرعی
تبلیغات
سوگواره حضرت اباالفضل علیه السلام
سوگواره حضرت اباالفضل علیه السلام

دست و دریاکنار دل و دست و دریا، اباالفضل!تو را دیده ام بارها؛ یا اباالفضل!تو، از آب، می آمدی، مشک بر دوش-و من، در تو، غرق تماشا؛ اباالفضل!اگر دست می داد، دل می بریدمبه دست تو، از هر دو دنیا، اباالفضل!دل- از کودکی- از فرات، آب می خوردو تکلیف شب:" آب، بابا، اباالفضل."تو- لب تشنه- پرپرشدی، شبنم اشک-به پای تو می ریزم، اما، اباالفضل!فدک، مادری می کند کربلا را؛غریبی، تو- هم- مثل زهرا، اباالفضل!تو را هر که دارد، زغم، بی نیاز است؛وفا- بعد از این- نیست تنها، اباالفضل!تو با غیرت و، آب و، دست بریده:قیامت، به پا می کنی؛ یا اباالفضل! "ابوالقاسم حسینجانی"سقا تشنه لبدست تو در نهر جا مانده استروی دست آب ها مانده استروز میلاد تو هم دیدیمچشم ها در کربلا مانده استزخم هایت تا همیشه داغدر دل و در جان ما مانده استرفته اید و رود و دریا نیزتشنه روی شما مانده استگریه ات از ظهرعاشورادر نگاه نینوا مانده استخلق را سوزانده اندوهتسرخ در خون خدا مانده استتو ابوالفضلی تو سقاییبا تو دریا هم صدا مانده استتلخ می سوزد فرات از دردبعد از تو در بلا مانده استآب می گوییم و می گرییمچشم تو در آب ها مانده است "عزیزالله زیادی"علمدار نیامدآن ماه پری روی پری وار نیامدخون گریه کن ای عشق علمدار نیامددر خیمه برباد کسی زار چنین گفت:" شد وعده علمدار به دیدار نیامد"امشب عطش نور به رقص آمده با خاکاما مه موعود شب تار نیامددیریست که من دوخته ام چشم به راهشدانست که من منتظرم یار نیامدای وای به ما شب زدگان، وای به ما، آهخورشید چرا صبح پدیدار نیامد؟!با داغ تو می خواست دلم شعر بگویداشک آمدم از دیده و گفتار نیامد "بهروز قزلباش"مرگ و مشک و ماهمشک تشنهماه تشنهخیمه گاه تشنه ترماه از میان نخل های شرمگین گذشتچشمهای مست مرگمشک و ماه را به خواب دیدمشک سیرتشنهخیمه گاه منتظرماه دستهای خویش را به آب دادچشم های خویش را به آفتابمرگهمچنان به مشک خیره مانده بودتیری از کمان پریدمشک مرد وماه تشنه جان سپردخیمه گاه، بغض کودکان خویش رابه آسمان سپردمرگ مانده بود و ماه می گذشتشط - هنوز تا همیشه- روسیاه می گذشت."سید ضیاء الدین شفیعی"
شما هم رأی دهید
[ارسال شده از: تبیان]
[مشاهده در : www.tebyan.net]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 13]
برچسب های کاربران:
صفحات پیشنهادی
سوگواره حضرت اباالفضل علیه السلام
سوگواره حضرت اباالفضل علیه السلام دست و دریاکنار دل و دست و دریا، اباالفضل!تو را دیده ام بارها؛ یا اباالفضل!تو، از آب، می آمدی، مشک بر دوش-و من، در تو، غرق تماشا؛ ...
سوگواره حضرت اباالفضل علیه السلام دست و دریاکنار دل و دست و دریا، اباالفضل!تو را دیده ام بارها؛ یا اباالفضل!تو، از آب، می آمدی، مشک بر دوش-و من، در تو، غرق تماشا؛ ...
گوناگون
پربازديدترين ها
مطالب بعدی
مطالب پیشین
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
سایت واضح آرشیو وب فارسی می باشد و هیچ یک از مطالب درج شده را تایید یا رد نمی کند و مسئولیت استفاده از آنها بر عهده صاحب اثر و کاربران سایت می باشد







