تبلیغات
صفحه اول آرشیو مطالب هواشناسی قیمت طلا سکه و ارز قیمت خودرو تبادل لینک ارتباط با ما
مطالب سایت
سرگرمی سینما فرهنگ و هنر پزشکی اجتماعی تصویری دین و اندیشه گوناگون
صفحه اول آرشیو مطالب هواشناسی قیمت طلا سکه و ارز قیمت خودرو تبادل لینک ارتباط با ما
مطالب سایت
سرگرمی سینما فرهنگ و هنر پزشکی اجتماعی تصویری دین و اندیشه گوناگون
ورود
آمار وبسایت
کاربران آنلاین :
156
تعداد کل بازدیدها :
28009587
اوقات شرعی
تبلیغات
قصه ای از شب
شب است
شبي آرام و باران خورده و تاريك
كنار شهر بيغم خفته غمگين كلبهاي مهجور
فغانهاي سگي ولگرد ميآيد به گوش از دور
به كرداري كه گويي ميشود نزديك
درون كومهاي كز سقف پيرش ميتراود گاه و بيگه قطرههايي زرد
زني با كودكش خوابيده در آرامشي دلخواه
دود بر چهرهي او گاه لبخندي
كه گويد داستان از باغ رؤياي خوش آيندي
نشسته شوهرش بيدار، ميگويد به خود در ساكت پر درد
گذشت امروز، فردا را چه بايد كرد ؟
كنار دخمهي غمگين
سگي با استخواني خشك سرگرم است
دو عابر در سكوت كوچه ميگويند و ميخندند
دل و سرشان به مي، يا گرمي انگيزي دگر گرم است
شب است
شبي بيرحم و روح آسوده، اما با سحر نزديك
نميگريد دگر در دخمه سقف پير
و ليكن چون شكست استخواني خشك
به دندان سگي بيمار و از جان سير
زني در خواب مي گريد
نشسته شوهرش بيدار
خيالش خسته، چشمش تار
مهدي اخوان ثالث
شما هم رأی دهید
[ارسال شده از: سایت رسیک]
[مشاهده در : www.ri3k.eu]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 7]
برچسب های کاربران:
صفحات پیشنهادی
گوناگون
پربازديدترين ها
مطالب بعدی
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
سایت واضح آرشیو وب فارسی می باشد و هیچ یک از مطالب درج شده را تایید یا رد نمی کند و مسئولیت استفاده از آنها بر عهده صاحب اثر و کاربران سایت می باشد







