تبلیغات
   احادیث و روایات:  امام علی (ع):تو را سفارش مى‏كنم به مداراى با مردم و احترام به علما و گذشت از لغزش برادران (دينى...   [کلیک]


تبلیغات







ورود


آمار وبسایت

  کاربران آنلاین : 171
  تعداد کل بازدیدها : 28010985



اوقات شرعی 

ذکر روزهای هفته












تبلیغات



اضافه به علاقمنديها ارسال اين مطلب به دوستان آرشيو تمام مطالب


آشنايي با انديشمندان جهان اسلام / خواجه عبدالله انصاريتفسير قرآن خواجه عبدالله انصاري اساس كار «كشف‌الاسرار» ميبدي است


آشنايي با انديشمندان جهان اسلام / خواجه عبدالله انصاريتفسير قرآن خواجه عبدالله انصاري اساس كار «كشف‌الاسرار» ميبدي است
گروه انديشه: خواجه عبدالله انصاري علاوه بر تصوف، در تفسير قرآن كريم نيز قلم زده است، به طوري كه تفسير وي اساس كار «ابوالفضل ميبدي» در تأليف كتاب «كشف‌الاسرار» بوده است.
به گزارش خبرگزاري قرآني ايران (ايكنا)، 2 شعبان، برابر است با سالروز ولادت خواجه عبدالله انصاري. درباره زندگي و شرح حال پير هرات؛ «شيخ‌الاسلام ابو اسماعيل عبدالله‌بن ابي‌منصور محمد»، اطلاعات زيادي در دست نيست و جز در چند كتاب ـ كه قابل اعتمادترين آن‌ها «نفحات‌الانس» عبدالرحمن جامي است ـ شرح حال قابل توجهي درباره او باقي نمانده است.

خواجه عبدالله انصاري در سال 396 (هـ.ق) به دنيا آمد و در سال 481 (هـ.ق) در گذشت و در «گازرگاه» هرات به خاك سپرده شد. پدر او؛ «ابومنصور انصاري» از فرزندان «ابو ايوب انصاري» است كه حضرت رسول اكرم(ص) هنگام هجرت به مدينه، در منزل او فرود آمدند.

ابومنصور، مردي طالب دانش و معارف ديني بود، اما پس از آن‌كه به هرات آمد و تشكيل خانواده داد، از دنياي مورد علاقه‌اش كه همان عرفان بود دور افتاد، ولي با اين وجود در طريق صداقت و ايمان، نخستين آموزگار فرزند خويش خواجه عبدالله بود.

خواجه عبدالله اولين راهنماي زندگي و نخستين مشوق خود را در راه كسب علم و معرفت، پدر خويش مي‌داند و مي‌گويد: «من هفتاد و اند سال علم آموختم و نوشتم و رنج بردم. در اعتقاد، اول از پدر خود آموختم كه صادق بود و متقي و با ورع، كه كسي آن چنان نتوانستي بود.»

خواجه عبدالله انصاري از نوابغ عصر خود به شمار مي‌آمد. او در عصري مي‌زيست كه از يك سو فقر و ظلم بيداد مي‌كرد و از ديگر سو تمايل عموم مردم به انديشه‌هاي ديني و عرفاني تا جايي بود كه گوشه و كنار شهرهايي هم‌چون هرات و نيشابور پر از خانقاه‌هاي صوفيان بود.

خواجه عبدالله در تأليف احاديث بجا مانده از حضرت رسول اكرم(ص) رنج و سختي زيادي كشيد، تا جايي كه خود مي‌گويد: «آن‌چه من كشيده‌ام در طلب حديث مصطفي(ص)، هرگز كس نكشيده باشد. يك منزل از نيشابور، زياد باران مي‌آمد، و من در ركوع مي‌رفتم و جزوه‌هاي حديث، به شكم باز نهاده بودم تا تر نشود.»

خواجه عبدالله انصاري آثاري نيز تأليف كرده است كه از آن جمله مي‌توان به ترجمه طبقات صوفيه كه آن را به لهجه «هروي» ترجمه كرده است. تفسير قرآن كه اساس كار ابوالفضل ميبدي در تأليف كتاب «كشف الاسرار» قرار گرفت. رساله‌هاي مناجات‌نامه، نصايح، زادالعارفين، كنزالسالكين، قلندرنامه، محبت‌نامه، هفت حصار، رساله، دل و جان، رساله واردات و الهي‌نامه كه همگي به نثر مسجع هستند.

خواجه عبدالله انصاري از بزرگان حديث و از عارفان صاحب نظر و صاحب مكتب قرن پنجم هجري بشمار مي‌رود. وي نزد دانشمندان و مشايخ نامي عرفان به ويژه شيخ «ابوالحسن خرقاني» شاگردي كرده و تا پـايـان عـمـر مـرشـد و مـراد خود (425 هجري) در خرقان «كومش» در نزديكي «بسطام» (جزو شهرستان شاهرود حاليه در استان سمنان) به كسب علوم و درك فيض از آن عارف مشغول بوده است، و بعد از آن جانشين شيخ شده است.

در رابطه با مشرب فكري پير هرات همان‌گونه كه اشاره شد، در قرن چهارم و پنجم هجري، خراسان كانون علم و تصوف اسلامي بود و شيوخ صوفي از بلاد عراق عرب و ماوراءالنهر به شهرهاي پررونق آن روي مي‏آوردند و از كتابخانه‏هاي مهم آن‌ها كه از كتاب‌هاي علمي و عرفاني پر بود استفاده مي‏كردند.

در اين مكتب، صوفيان بزرگي چون ابونصر سراج (وفات: 378 هـ.ق) نويسنده كتاب «اللمع في التصوف»، ابوبكر محمد كلاباذي (وفات:380 هـ.ق) صاحب كتاب «التعرف»، ابوعبدالرحمن سلمي (325 ـ 412 هـ.ق) مؤلف «طبقات الصوفيه»، و ابوالقاسم قشيري (376 ـ465 هـ.ق) مؤلف رساله «القشرية» درخشنده بودند و هر يك به سهم خود گنجينه عرفان اسلامي را غني‌تر ساخته بودند.

اساس مكتب تصوف خراسان كه شهر پررونق و جو علمي نيشابور كانون مهم آن شده بود، جمع شريعت و طريقت و مبارزه با انحراف و بدعت بود، حتي ابونصر سراج و شاگردش سلمي و شاگرد او قشيري مدرسه‏هاي خاصي به همين منظور در آن شهر بنياد نهاده بودند. اين مكتب به ويژه بر نقل اقوال مشايخ تكيه داشت.

خواجه عبدالله انصاري در همين مكتب پرورش يافته و به مبادي و اصول آن وفادار مانده بود. خدمت مهم پيرهرات به مكتب عرفاني خراسان اين شد كه منازل طريقت و مقامات سلوك عرفاني را مدون ساخت و در درجه‌بندي مقامات ترتيب تازه‏ آورد و در اين ترتيب بر كيفيات باطني و اشراقي انحصار نكرد، بلكه اخلاق و آداب زندگي متعارف را نيز دخالت داد تا هر فرد صوفي، در عين حفظ پيوند با زندگي، سير معنوي داشته باشد و طريقت را با شريعت همراه كند.*

*منابع: مقاله «خواجه عبدالله انصاري»، نوشته حميده كاشيان؛ مقاله «خواجه عبدالله انصاري»، نوشته كاوه حسابي؛ دانشنامه ويكي‌پديا.
 يکشنبه 13 مرداد 1387     





شما هم رأی دهید 


[ارسال شده از: خبرگزاري قرآني ايران]
[مشاهده در : www.iqna.ir]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 5]

اضافه شدن مطلب/حذف مطلب



برچسب های کاربران:


صفحات پیشنهادی


 
پربازديدترين ها

مطالب بعدی

مطالب پیشین




صفحه اول | تمام مطالب | ارتباط با ما
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
سایت واضح آرشیو وب فارسی می باشد و هیچ یک از مطالب درج شده را تایید یا رد نمی کند و مسئولیت استفاده از آنها بر عهده صاحب اثر و کاربران سایت می باشد