تبلیغات
صفحه اول آرشیو مطالب هواشناسی قیمت طلا سکه و ارز قیمت خودرو تبادل لینک ارتباط با ما
مطالب سایت
سرگرمی سینما فرهنگ و هنر پزشکی اجتماعی تصویری دین و اندیشه گوناگون
صفحه اول آرشیو مطالب هواشناسی قیمت طلا سکه و ارز قیمت خودرو تبادل لینک ارتباط با ما
مطالب سایت
سرگرمی سینما فرهنگ و هنر پزشکی اجتماعی تصویری دین و اندیشه گوناگون
ورود
آمار وبسایت
کاربران آنلاین :
151
تعداد کل بازدیدها :
27996965
اوقات شرعی
تبلیغات
صفات منافقان از زبان امام(ره)
صفات منافقان از زبان امام(ره)
مردم كرد ما، كردستان عزيز ما، جوانهاي كرد ما، اين ميزان در دستشان باشد كه منافق را از غيرمنافق بشناسند. آنهايي كه اظهار اسلام مي كنند و مسلمين را به آتش مي كشند، آنهايي كه اظهار اسلام مي كنند و مردم را به زحمت مي اندازند، مردم را به مضيقه مي اندازند، آنهايي كه اظهار اسلام مي كنند و بيمارستان را آتش مي زنند و مجروحها را سر مي برند، اينها را بشناسيد، اينها مسلم نيستند، اينها منافق هستند، اينها اظهار اسلام امروز مي كنند براي اغفال شما؛ اغفال نشويد! توجه بكنيد كه اينها چه مردمي هستند.
آنهايي كه در مقابل حكومت طاغوت كه جمهوري اسلام به همت مسلمين برپا شد، و ]اينها[ رأي ندادند بر جمهوري اسلام و همان طاغوت را خواستند، رأي به جمهوري اسلامي ندادن يعني ما طاغوت مي خواهيم، اينها منافق هستند، اينها مسلم نيستند، مسلم بايد به جمهوري اسلام رأي بدهد؛ مسلم بايد حكومت عدل اسلامي را بپذيرد. آنهايي كه تحريم كردند رأي دادن بر جمهوري اسلامي را، منافق هستند؛ مسلم نيستند. آنهايي كه صندوقها را آتش زدند، آنهايي كه مانع شدند از اينكه مردم رأي بدهند، آنها مسلم نيستند و ما با آنها عمل خواهيم كرد به طوري كه با غيرمسلمين عمل مي كنيم، با منافقين عمل مي كنيم و آنها را سركوب مي كنيم.
ما تاكنون براي اينكه به مردم عالم بفهمانيم و بفهمند مردم كه ما با چه اشخاصي مقابله داريم، ما آزادي داديم به آنها، آزادي مطلق كه در ظرف اين چند ماه قريب دويست حزب و گروه و مطبوعات زياد و مجلات و روزنامه ها منتشر شد! و هيچكس جلوگيري نكرد. در عين حالي كه به همه مقدسات ما توهين كرديد، در عين حالي كه با حكومت آنطور رفتار كرديد و با اسلام آنطور رفتار كرديد در مطبوعاتتان، مع ذلك به شما تعرض نشد. تا آنكه فتنه را ديديم و فهميديم شما فتنه گر هستيد، شما منافقيني هستيد كه مي خواهيد فتنه بكنيد، منافقيني هستيد كه توطئه كرديد بر ضداسلام، توطئه كرديد بر ضد كشور، توطئه كرديد بر ضد ملت؛ شما اشخاصي هستيد كه با سرحدّات و با خارج روابط داريد - رفت و آمد شما ]تحت [كنترل است. اطلاع به ما دادند كه رفت و آمد داريد شما با اشخاصي كه در رژيم سابق بودند؛ با اشخاصي كه مي خواهند مملكت ما باز به حال اول برگردد - بعد از اينكه توطئه شما ثابت شد، و مردم فهميدند شما چه اشخاصي هستيد، ديگر نمي توانيم اجازه بدهيم آزادانه هر كاري مي خواهيد بكنيد، شما را سركوب خواهيم كرد!(492)
2.6.58
¤ ¤ ¤
تحريف و سوء استفاده از اسلام توسط منافقين
اخيراً، ما مبتلا شديم به يك عده اي كه اينها عكس آنها هستند. تمام معنويات را اينها به ماديات برمي گردانند! مي گويند مسلميم، لكن نه توحيدشان توحيد اسلامي است؛ و نه بعثتشان بعثت اسلامي است؛ و نه نبوتشان نبوت اسلامي است؛ و نه امامتشان و نه معادشان. همه اش برخلاف اسلام است. نه اينكه اين حال تازه ]باشد[؛ يعني ده سال، پانزده سال است پيدا شده اند؛ در وقتي كه اوايل شايد حوزه علميه قم بود، بعضي از همين سنخ آدمها، كه معمم هم بودند، يك روزي آمدند بعضيشان پيش من و گفتند كه ما اين طور فهميديم كه معاد همين عالم است، جزا هم همين عالم است. اين آدمها بودند. از سابق هم بودند. حالا زياد شدند. من نجف كه بودم، يك آدمي آمد از طرف يك گروهي، و بيشتر از بيست روز - بعضيها مي گويند بيست و چهار روز - آنجا ماند. هر روز هم آمد پيش من. من يك ساعت يا بيشتر به او مهلت دادم صحبت كرد. تمام صحبتش هم از قرآن بود و نهج البلاغه. تمام صحبتش. من سوءظن به او پيدا كردم. و يادم آمد قصه اي كه مرحوم سيد عبدالمجيد همداني داشته است. نقل مي كنند يك نفر يهودي آمده بود پيش ايشان و مسلمان شده بود. بعد از يك چند وقتي، ايشان ديده بود ايشان خيلي مسلمان شده! خواسته بودش، گفته بود: تو من را مي شناسي؟ گفت: بله، شما از علماييد. مي دانيد كه من، مثلاً، اولاد پيغمبر هستم؟ مي دانيد كه من پدرانم مسلمان بودند؟ اين همه، چه، چه. حالا هم عالم هستم در اين جمعيت؟ بله، همه اينها را مي دانم خودت را هم مي شناسي؟ بله، يهودي زاده ام.
همه پدرهايت يهودي بودند، خودت هم يهودي بودي و تازه مسلمان شدي؟ من يك معمايي پيشم هست. و او اين است كه چه طور تو از من بيشتر مسلمان شدي؟ چه شده است كه تو اظهار اسلامت بيشتر از آني است كه ما هستيم. شنيدم كه بعد مردك رفته و ديگر ايشان نديدند او را. معلوم شد حيله اي بوده براي يك كارهايي! از اين حيله ها هست. من ديدم كه اين خيلي مسلمان شده و تمام حرفش از اسلام و نهج البلاغه و فلان؛ و در خلال حرفهايش مي ديدم كه روي اعوجاج دارد مسائل را، حرفهايي را، مي زند. من هيچ حرف با او نزدم. فقط گوش كردم كه بفهمم چه آدمي است فقط يك كلمه اي كه او گفت كه ما مي خواهيم قيام مسلحانه بكنيم، گفتم قيام مسلحانه حالا وقتش نيست، براي اينكه نيروي خودتان را از بين مي بريد و كاري ازتان نمي آيد.
يك دسته اي از اينها كه حالا شما مي بينيد كه اظهار اسلام مي كنند، و شايد از شما هم بيشتر اظهار اسلام مي كنند، از اين سنخ جمعيت هستند كه اسلام را اگر هم بخواهند، نه آن اسلامي است كه پيغمبر اكرم فرموده است. يك چيز ديگري. وارونه اش مي خواهند بكنند به يك صورت ديگري درآورند او را. همه چيزش را مي خواهند وارونه بكنند. در بين اين افراد خيلي هستند كه بسيار اسم اسلام را مي برند و بسيار هم دلسوزي براي اسلام مي كنند، اما اگر دلسوزي بكنند براي آن اسلام خودشان؛ نه براي آن اسلام ما. و بعضي ديگر هم هستند كه اصلاً نه، اعتقادي به اسلام هم ندارند، چنانچه به اين انقلاب هم اعتقادي نداشتند، ولي حالا صد در صد اسلامي شدند و انقلابي. حالا شما نمي توانيد يك كسي را پيدا كنيد كه بگويد من انقلابي نيستم! همه هم مي گويند ما از اول بوديم! الآن همه اينهايي كه مي آيند، مي گويند ما حبسها رفتيم، چه كرديم؛ مخالفتها كرديم در زمان طاغوت. حالا ديگر اسم آن رژيم پيش آنها هم »طاغوت« شده است! در صورتي كه در دلشان اين نيست. اينها الآن از اسلام مي ترسند. سخت هم مي ترسند. در صورتي كه اسلام براي همه خوب است. لكن اينها وحشتشان زده است. البته براي خيانتكار اسلام هم خوب نيست. هيچ دين توحيدي براي خيانتكاري خوب نيست. اسلام مخالف با خيانتهاست؛ مخالف با جنايتهاست. مخالف با اين است كه جوانهاي ما را به تباهي بكشند به اسم اسلام، يا به اسم ترقي و تعالي.(493)
12.8.58
¤ ¤ ¤
صفات منافقان و مشكلات آنها براي مسلمانان
امروز مردم متوجه به اسلامند، آنها هم به اسلام روي آورده اند. مردم انقلابي شده اند. يك دسته ديگر جوانهايشان را دادند، يك دسته ديگر اموالشان از بين رفته، يك قشر ديگر فرياد زدند، و اينها توي خانه ها نشسته بودند. اگر كمك نمي كردند، لااقل كاري نداشتند. تماشا مي كردند ببينند كي جلو مي افتد. در خارج نشسته بودند؛ در خارج ايران. در داخل ايران نشسته بودند و نظر دوخته بودند كه ببينند كدام طايفه اي كه با هم دارند جنگ مي كنند غلبه مي كنند. هر كدام غلبه كردند بروند زير علم آنها. حالا مسلمانها غلبه كردند، آمده اند زير بيرق مسلمان ها. لكن شيطنتشان را دست برنمي دارند. زير ]پرده توطئه مي كنند[ در ظاهر فرياد مي كنند و اسلام را ترويج مي كنند و رژيم سابق را «طاغوت» مي گويند و رژيم فعلي را«جمهوري اسلامي» مي گويند. لكن در زير پرده مخالفت مي كنند با اسلام. مخالفت مي كنند با جمهوري اسلامي. اگر امروز كارتر پيش بيايد، اينها سينه زن براي كارترند، حالا هم در زير دارند سينه مي زنند برايش. الآن هم روابط با امريكا، هم مستقيم هست هم مع الواسطه. هر كس پيش بيايد آن طوري است. منافقين اين طورند. اصلاً اين صفت منافقين است. در زمان رسول اللّه هم آن گرفتاريي كه اسلام براي منافقين داشت و از دست منافقين داشت، از دست كفار نداشت. كفار ايستاده بودند در مقابل هم و جنگ هم مي كردند و تو سر هم مي زدند و پيش مي بردند و يا عقب مي نشستند. لكن با منافقين چه بكنند؟ منافقي كه آمده و مي گويد من براي اسلام هستم و اسلام آوردم؟ و مثل اسلام ابوسفيان و دارودسته او، با او چه بكنند؟ اين كه دارد مي گويد من مسلمانم، با مسلمان كه نمي شود كاري كرد، اين كه ظاهرش آمده و اسلام و نماز هم مي خواند و جماعت هم مي خواند و پاي منبر رسول اللّه هم مي نشيند و اشك هم مي ريزد، با اين كه نمي شود كاري كرد. امروز هم مسلمانها مبتلاي به دسته اي از منافقين هستند كه كار اين مسلمانها با اين منافقين مشكلتر است، تا كارشان با محمدرضا. محمدرضا ايستاده بود و مي زد و مي كشت. و تكليف ملت با او معلوم بود. ملت مي رفت به جنگش. اما يك دسته اي كه در ظاهر اظهار اسلام مي كنند، در ظاهر براي اسلام دعوت مي كنند، در ظاهر حرف اسلام مي زنند، قلمهايشان و قدمهايشان براي اسلام است، لكن زير پرده با اسلام مخالف اند. مخالفت با اسلام مي كنند در زير پرده. با اينها بايد چه بكنيم؟ كار با اينها بسيار مشكل است. و حل مسئله منافقين ]دشوار است [پيغمبر اكرم هم نمي توانست حل بكند. حضرت امير هم گرفتار اينها بود و حلش نمي شد بكني. حلش مشكل است.
آن كه ما امروز مبتلاي به آن هستيم و آن دسته منافقيني كه اظهار اسلام مي كنند و كمر اسلام را مي خواهند بشكنند. كار مسلمانها با اينها مشكل است. حل مسئله اينها بسيار مشكل است. اين غير از آني است كه «نصيري» است، كه مطلبش معلوم است. و «هويدا» است كه مطلبش معلوم است.«هويدا» معلوم بود دشمن اسلام و مسلمين است. و «نصيري» هم معلوم بود كه مردم را چه كرده و تكليف مردم با او معلوم بود. و گرفتند آنها را و به جزاي خودشان رساندند. اما آن آدم مقدس مآبي كه تسبيح هم دستش گرفته است و مي گويد به اسلام هم من خدمت مي كنم. اين مقدس مآب را چه بايد بكنيم...؟ اين طايفه منافقين هم كه نمي شود با آنها كاري كرد. اسلام از صدر، از اولي كه اسلام پيدا شده تا حالا، مبتلاي به اين جمعيت هست. و حل مسئله اينها مشكلتر از هر مسئله اي است براي اسلام و مسلمين. اشخاصي كه فرياد براي اسلام مي زنند و مي زدند. و از مليت و از اسلاميت و از اينها مي گفتند. بعد معلوم شد كه اين آقا كه اين قدر اسلام مآب است و اينقدر ملي است رابطه دارد با امريكا. بعضي از اين روشنفكرهاي ما اين طوري اند؛ منافق اند. اگر صاف مي ايستادند، مردانه مي ايستادند، مثل آن فرض كنيد آدمي كه مي ايستد، مي گويد كه من طرفدارم. در بين اينهايي كه كشتند، يكيشان ايستاد گفت كه نخير من طرفدار شاه هستم. حالا هم طرفدار شاهم. كشتندش. اين مردانه ايستاد و مردانه هم مرد. به جهنم هم رفت.
اما آنهايي كه الآن ما مبتلا به آنها هستيم كه مردانه نمي آيند به ميدان بگويند كه آقا ما اسلام را نمي خواهيم. مردانه نمي آيند به ميدان و بگويند كه اسلام براي سابق بوده، حالا ديگر به درد نمي خورد! با اينها بايد ما چه بكنيم؟ كميته امداد شما نمي تواند حل اين را بكند. شما كميته امدادتان مي تواند يك آدم مجروحي را، يك آدم ضعيفي را، يك آدم بينوايي را نجات بدهد و خداوند ان شاءاللّه شما را سلامت بدارد براي نجات اين طايفه. اما نه كميته شما و نه ساير قشرهاي ملت مي توانند حل اين مسئله را بكنند. حل مسئله منافقين از اعظم مشكلاتي است كه براي ملت ما و براي اسلام از اول بوده. با معاويه بايد چه كرد كه امام جماعت است. و براي خدا - به قول خودش - براي اسلام، براي خودش مي خواهد هم جنگ بكند براي اسلام و هم ] خدمت [ بكند و اينها! منافق است. به مردم شام حالي كرده است كه من يك آدم مسلماني هستم، و مخالف اميرالمؤمنين هم كه اصلاً مسلمان نيست. اين كه اميرالمؤمنين را آنجا مي گويد مسلمان نيست. به طوري كه وقتي مي گويند به اهل شام كه علي را كشتند در محراب عبادت، مي گويند مگر او نماز مي خواند؟ تو مسجد چه مي كرد علي؟ با اينها بايد چه كرد؟ جز پناه به خداي تبارك و تعالي . و جز افشاگري؟ ملت بايد افشا كند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پانوشت ها:
294- سخنراني در جمع اقشار مختلف مردم
394- سخنراني در جمع فرماندهان كميته ها و سپاه خراسان
يکشنبه 6 مرداد 1387
شما هم رأی دهید
[ارسال شده از: کيهان]
[مشاهده در : www.kayhannews.ir]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 6]
برچسب های کاربران:
صفحات پیشنهادی
گوناگون
پربازديدترين ها
مطالب بعدی
مطالب پیشین
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
سایت واضح آرشیو وب فارسی می باشد و هیچ یک از مطالب درج شده را تایید یا رد نمی کند و مسئولیت استفاده از آنها بر عهده صاحب اثر و کاربران سایت می باشد







