تبلیغات
   احادیث و روایات:  امام موسی کاظم (ع):زراعت در زمين هموار مى رويد، نه بر سنگ سخت و چنين است كه حكمت، در دل هاى متواضع...   [کلیک]


تبلیغات







ورود


آمار وبسایت

  کاربران آنلاین : 126
  تعداد کل بازدیدها : 27989451



اوقات شرعی 

ذکر روزهای هفته












تبلیغات



اضافه به علاقمنديها ارسال اين مطلب به دوستان آرشيو تمام مطالب


پاورقي


پاورقي
22 -اگر گروه كارى اصول دموكراتيك نشانه اين بود كه چگونه شاخه‌هاى متعدد در عراق با يكديگر همكارى مى‌كنند، آينده عراق روشن بود. پيرس از نتايج نشست راضى بود. حتى واريك كه نگران بود به خود اجازه داد تا لحظه‌اى از اين نشست راضى باشد. پيرس خرسند بود كه راويچ اين نشست را رد كرده است. يك گزارش نامطلوب مى‌توانست مشكلات جدى براى پروژه اكنون عراق به وجود آورد. نه تنها عراقى‌ها بلكه آينده مقامات آمريكا نيز تلاش مى‌كردند به رغم اختلاف‌هاى داخلى با يكديگر همكارى كنند.

كميته روسا

در 12 سپتامبر 2002 بعد از مراسم بزرگداشت قربانيان حملات مركز تجارت جهانى در گراند زيرو رئيس‌جمهور بوش مجمع عمومى سازمان ملل را موردخطاب قرار داد: «اكنون همه دنيا با يك آزمون روبه‌رو است و براى سازمان ملل اين يك لحظه دشوار و تعيين‌كننده‌اى است آيا قطعنامه‌هاى شوراى امنيت مورد احترام هستند و به اجرا درمى‌آيند يا بى‌هيچ نتيجه به كنارى گذاشته مى‌شوند؟ آيا سازمان ملل بودجه‌هاى آن را تامين مى‌كند يا به آن مربوط نمى‌شود؟» و در ارتباط با جنگ تصريح كرد: «اگر رژيم عراق دوباره در برابر ما مقاومت كند كشورهاى دنيا بايد قدم پيش گذارند و آن را سرجايش بنشانند. ما با شوراى امنيت سازمان ملل در مورد قطعنامه‌هاى لازم همكارى مى‌كنيم.» اظهارت بوش با كف زدن‌هاى مودبانه‌اى مورد استقبال قرار گرفت. سخنرانى او نه اعلام علنى جنگ عليه عراق بود ونه حمله به نظام بين‌المللي. اين سخنرانى در حقيقت كشورهاى دنيا را در جلو يا مركز جدال بين جورج دبيليو بوش و صدام حسين قرار داد. بوش از وزير خارجه‌اش خواست كه قطعنامه‌اى ضرورى را از سازمان ملل پيگيرى كند. قطعنامه 1441 كه در 8 نوامبر 2002 توسط شوراى امنيت به عراق صادر شد در مورد پيامدهاى جدى نافرمانى‌اش هشدار داد و شوراى امنيت را ملزم ساخت شرايط را بررسى و دوباره تشكيل جلسه دهد. محقق‌هاى سياسى مثل ايوو دالدر و جيمز ام ليندسى از تلاش‌هاى پاول قدردانى كردند: «پاول نبردهاى داخلى مهمى را پيروز شد در مورد اينكه آيا به سازمان ملل برود يا نه آيا به دنبال قطعنامه جديد باشد يا نه و آيا در مورد استفاده از قدرت به سازش برسد و او سخت تلاش كرد تا همكارانش در شوراى امنيت را ترغيب كند كه از رويكرد بسيار سفت و سخت او پشتيبانى كنند و عراق را ملزم به تبعيت كنند.» بسيارى از كشورهاى عضو معتقد بودند كه واشنگتن تنها از سازمان ملل به عنوان ابزارى براى كسب مشروعيت براى جنگ اجتناب‌ناپذيرش با عراق استفاده مى‌كند. اعضاى شوراى امنيت اقدام نظامى اتمى را رد كردند. دومينيكو دو ويلپين، وزير خارجه فرانسه گفت: «ما با مداخله نظامى كه مورد حمايت و تائيد جامعه بين‌المللى نيست همكارى نخواهيم كرد.

جنگ همواره به معناى تصديق شكست است.» سپس دو ويلپين با اشاره به رقابت واداشتن فرانسه و آلمان توسط دونالد رامسفلد با عنوان «اروپاى قديم» اعلام كرد: اين پيغام يك كشور كهن يعنى فرانسه از قاره اروپا است كه جنگ و اشغال و خشونت براى آن شناخته شده است.»

حضار همگى او را بسيار تشويق كردند.

بازهاى دولت درباره تصميم بوش به مشاركت دادن سازمان ملل بسيار خشمناك بودند. آنها از سازمان ملل به خاطر محدوديت ساختن قدرت‌نمايى آمريكا در جهان بسيار متنفر و بيزار بودند. براى ريچارد پرل سازمان ملل تنها وراجى مى‌كند. براساس گفته معاون وزير خارجه جان بولتن؛ اگر ساختمان دبيرخانه سازمان ملل در نيويورك ده‌ها موضوع را گم كند و از دست بدهد يك ذره تفاوتى برايش نخواهد كرد. مشاوران امنيت ملى بوش به سه اردو تقسيم شده بود: هژمونيست‌ها، نئومحافظه‌كاران و بين‌الملل‌گراهاى عمل‌گرا، هژمونيست‌ها همچون ديك چنى و رامسفلد معتقد به اقدام يك‌جانبه با استفاده از به نمايش گذاشتن قدرت نظامى آمريكا براى مقابله با تهديدات به امنيت ملى آمريكا بودند. وقتى معارضان ملت – دولت‌هاى به رسميت شناخته شدند هر دو در زمان جنگ سرد به عرصه آمدند اما 11 سپتامبر 2001 ارزيابى ريسك آنها را تغيير داد. شبكه‌هاى تروريستى هم‌اكنون مخالفان و دشمنان بدون كشورى هستند كه در همه جا حتى در خود آمريكا پنهان شده‌اند. چنى و رامسفلد از حاميان اقدام نظامى براى مقابله با دشمنان ايالات متحده بودند. آنها به جاى پناه گرفتن در آمريكاى دژمانند خواستار جست‌وجوى مخالفان و نابودى آنها قبل از حمله به ايالات متحده بودند. چنى و رامسفلد متقاعد شده بودند كه عراق جبهه اصلى در جنگ عليه تروريسم مى‌باشد.بسيارى از مشاوران امنيت ملى بوش نئومحافظه‌كار هستند كه به عنوان مقامات سطح متوسط در دولت جورج دبليو بوش خدمت مى‌كنند. به طور ساده نئومحافظه‌كاران جنگ عليه تروريسم را به مثابه نبردى بين خير و شر تلقى مى‌كنند. آنها معتقد به استفاده از قدرت نظامى آمريكا نه تنها براى برقرارى و افزايش ثبات هستند بلكه خواهان اعمال اقداماتى هستند كه به تصور آمريكا جهان را دوباره شكل مى‌دهد و به گونه‌اى دسترسى آينده به نفت خاورميانه را تضمين مى‌كند. آنچه كه براى آمريكا خوب است براى همه كس خوب است. حتى اگر آ‌ن را تا حالا نمى‌دانستند. نئومحافظه‌كاران بسيار آگاهانه و راغب، ثبات را به عنوان هدف اوليه سياست آمريكا در خاورميانه رد كردند. آنها همچنين اتحاد با حكومت‌هاى مستبد را كه نسبت به منافع آمريكا خوب بودند را نيز رد كردند چون استدلال مى‌كردند كه ثبات واقعى تنها زمانى به دست مى‌آيد كه ايالات متحده آن رژيم‌ها را وادار كند كه استانداردهاى حكومت‌دارى خوب را اتخاذ كنند. نئومحافظه‌كاران د يدگاه بوش از جهان و رويكردش به عراق را شديدا تحت تاثير قرار دادند.
 يکشنبه 30 تير 1387     





شما هم رأی دهید 


[ارسال شده از: حيات نو]
[مشاهده در : www.hayateno.ws]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 5]

اضافه شدن مطلب/حذف مطلب



برچسب های کاربران:


صفحات پیشنهادی


 
پربازديدترين ها
 




صفحه اول | تمام مطالب | ارتباط با ما
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
سایت واضح آرشیو وب فارسی می باشد و هیچ یک از مطالب درج شده را تایید یا رد نمی کند و مسئولیت استفاده از آنها بر عهده صاحب اثر و کاربران سایت می باشد