تبلیغات
صفحه اول آرشیو مطالب هواشناسی قیمت طلا سکه و ارز قیمت خودرو تبادل لینک ارتباط با ما
مطالب سایت
سرگرمی سینما فرهنگ و هنر پزشکی اجتماعی تصویری دین و اندیشه گوناگون
صفحه اول آرشیو مطالب هواشناسی قیمت طلا سکه و ارز قیمت خودرو تبادل لینک ارتباط با ما
مطالب سایت
سرگرمی سینما فرهنگ و هنر پزشکی اجتماعی تصویری دین و اندیشه گوناگون
ورود
آمار وبسایت
کاربران آنلاین :
140
تعداد کل بازدیدها :
27951694
اوقات شرعی
تبلیغات
آمريكا در انتظار رئيسجمهوري كه در راه است
آمريكا در انتظار رئيسجمهوري كه در راه است

اعتماد ملي: جورج بوش چهلوسومين رئيسجمهوري ايالات متحده 6 ماه ديگر تا حضور در كاخ سفيد فرصت دارد. هنوز عمر دولت بوش جمهوريخواه به پايان نرسيده است كه جهان چشم به رقابتهاي انتخاباتي اين كشور دوخته است. گويا جانشين بوش بسيار بيشتر از شخص وي اهميت دارد؛ چه در محافل داخلي ايالات متحده و چه در سطح بينالمللي بوش ديگر آن رئيسجمهور محبوبي نيست كه قريب به 8 سال پيش پا به كاخ سفيد گذاشت. در حال حاضر تنها يك سوال ذهن آمريكاييها را قلقلك ميدهد پس از بوش سياستهاي ايالات متحده در عرصههاي مختلف از سياست خارجي تا تصميمگيريهاي داخلي چه تفاوتي خواهد كرد؟
جورج بوش شايد از معدودترين سياستمداراني است كه هنوز عمر حرفهاياش به پايان نرسيده است اما هموطنانش كارنامه او را بسته و عنوان بدترين رئيسجمهوري ايالات متحده را به او دادهاند. اوضاع نابسامان عراق و اقتصاد مملو از بحران اين كشور آنچنان عرصه را بر هموطنان بوش تنگ كرده است كه آقاي رئيسجمهور در فرصت كم باقيمانده، فضاي زماني براي جبران هم در اختيار ندارد. جورج بوش كه به شدت از اقدامات در دوران رياستجمهوري خود دفاع ميكند به طور علني از جان مككين جنگطلب در انتخابات رياستجمهوري 2008 اين كشور حمايت كرده است. حال اين سوال مطرح است كه با رفتن بوش، آمريكا دستخوش چه تغييراتي خواهد شد؟ آيا كاخ سفيد سياستهايش را به طول كامل تغيير ميدهد و يا نظارهگر همان سياستها با اندكي تغيير در كاخ سفيد خواهيم بود.
مجله اكونوميست در گزارشي با عنوان به بررسي اوضاع آمريكا پس از كنارهگيري جورج بوش از قدرت پرداخته است.كانديداهاي رياستجمهوري آمريكا همه ديدگاههاي خود را در مورد سياست خارجي اين كشور بيان ميكنند. جالبترين اين مباحث وقتي است كه نامزدهاي دموكراتها در رقابتهاي انتخاباتيشان ميگويند كه از اول با جنگ عراق مخالف بودهاند و اگر رئيسجمهور شوند نيروهاي آمريكايي را از عراق خارج ميكنند و در جنگ با تروريسم روي القاعده متمركز خواهند شد. از طرف ديگر كانديداي جمهوريخواه هم از اين بحث را ميكند كه خروج از عراق ممكن است در خاورميانه فاجعهآفرين باشد و براي جلوگيري از اين فاجعه بايد 100 سال در عراق بمانند و اوباما را به دادن اميد واهي به مردم متهم ميكنند. زماني كه به سياستخارجي واشنگتن ميرسيم، واقعا دو آمريكاي متفاوت را ميبينيم. اين تضادها در بيشترين مورد مربوط به جنگ عراق است اما شامل موارد ديگر هم ميشود. آيا آمريكا بايد جنگ با تروريسم را در كانون توجه سياست خارجي خود قرار بدهد يا اين موضوع را به عنوان يكي از هزاران موضوع مهم در عرصه سياست خارجي خود به حساب آورد؟ آيا آمريكا بايد به ايران حمله كند؟ آيا بايد با دشمنان آمريكا گفتوگو كرد يا اجازه داده شود تا اين دشمنان راه خود را در پيش بگيرند؟
اين شكافها به مردي مربوط ميشود كه با شعار ايجاد تحولات در سياست خارجي آمريكا روي كار آمد. او خود را به عنوان يك شكل جديد از محافظهكاري مطرح و خودش را با مشكلات عظيم سياست خارجي احاطه كرد. او در اين مسير ديك چني، معاون اولش، كالين پاول و كاندوليزا رايس، وزراي خارجياش را در كنار خود در مراحل مختلف ديد. در دوره رقابتهاي انتخاباتي جورج بوش اعلام كرده بود كه سياست خارجي نرم را اتخاذ ميكند كه نشان دهنده ويژگيهاي آمريكا است اما همه ايناعلامها پس از حوادث 11 سپتامبر 2001 تغيير كرد. اين تراژدي همه اين نيروها را متحير كرد تا القاعده را ريشهكن كنند، اما سياستهاي بوش تغيير كرد و تبديل به چيزي شد كه رئيسجمهور آمريكا آن را توصيف كرد. بوش اين ديدگاه خود را در سياستخارجي با شيوه افراطي حكومتداري همراه كرد و توانست با داستان جنگ عليه تروريسم يك اكثريت جمهوريخواه بسازد، اگرچه 11 سپتامبر آمريكاييها را دور هم جمع كرد اما جنگ عليه تروريسم به شكل اجتنابناپذيري كشور را به دو بخش تقسيم كرد. اقليت دموكرات كشور، وقتي كه مشخص شد عراق سلاحكشتار جمعي ندارد و چندان ارتباطي ميان صدام و القاعده وجود ندارد از خشم به جوش آمده بود. هر رئيسجمهوري كه روي كار بيايد با سه چالش روبهرو خواهد شد. مشكل اول اين است كه آمريكا در داخل در مورد نحوه برخورد با افراطيگري دچار اختلاف و تضاد آرا است. محافظهكاران آن را چالش و درگيري اين برهه زماني ميدانند و ليبرالها هم اين را يك توهم توطئه ناشي از حمله 11 سپتامبر تلقي ميكنند.
مشكل دوم اين است كه آمريكا در زمينه ديدگاهش در مورد افراطيگري با تمام دنيا متفاوت است، حتي اگر يك رئيسجمهور دموكرات روي كار بيايد باز هم رويكرد آمريكا در مورد القاعده، ايران، پاكستان و شبهنظاميان افراطي بسيار تندتر از متحدان اروپايي است و از جهت ديگر نخبگان اروپا بر خلاف رويكردي كه در جنگ سرد اتخاذ كرده بودند به سمت آمريكا حركت نميكنند و مساله سوم اين است كه آمريكا ديگر منابع كافي براي ادامه اين جنگ را ندارد. ارتش بيش از اندازه پراكنده و خسته است. اداره امنيت داخلي دچار مشكلات زياد است و آژانسهاي اطلاعاتي توان جمعآوري اطلاعات كافي در مورد تهديدهاي آينده را ندارند. برخي كارشناسان معتقدند كه افراطيگراها پتانسيل لازم را براي تبديل شدن به دستمايه يك جنگ سرد ديگر را دارند، اما آمريكاييها چنان با هم در زمينه سياست خارجي اختلاف دارند كه هيچگاه در طول تاريخشان اينگونه نبودهاند و ديگر حاضر نيستند منابع بيشتري را براي مبارزه با تروريسم اختصاص دهند. مطمئنا دكترين بوش تغيير ميكند البته در اين مورد هيچگاه يك اجماعنظر صورت نخواهد گرفت اما قطعا مسائل و تهديدهاي پيشروي آمريكا باز هم بايد مورد ارزيابي قرار بگيرد و اولويتهاي اين كشور بار ديگر تعريف شوند.>
انتهاي خبر // روزنا - وب سايت اطلاع رساني اعتماد ملي//www.roozna.com
------------
------------
يکشنبه 2 تير 1387
شما هم رأی دهید
[ارسال شده از: ايرنا]
[مشاهده در : www.irna.ir]
[تعداد بازديد از اين مطلب: 18]
برچسب های کاربران:
صفحات پیشنهادی
گوناگون
پربازديدترين ها
مطالب بعدی
مطالب پیشین
1390© تمامی حقوق این سایت متعلق به سایت واضح می باشد.
سایت واضح آرشیو وب فارسی می باشد و هیچ یک از مطالب درج شده را تایید یا رد نمی کند و مسئولیت استفاده از آنها بر عهده صاحب اثر و کاربران سایت می باشد







